شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

143

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

دانشمندان بزرگ اسلامى نوشته‌اند كه هنگام خروج از مدينه ، ام سلمه نزد وى آمد و عرضه داشت : « يا بنى لا تحزنى بخروجك اى العراق فانى سمعت جدك يقول يقتل ولدى الحسين بارض العراق فى ارض يقال لها كربلا فقال لها يا اماه و انا و اللّه أعلم ذلك و انى مقتول لا محالة و ليس لى من هذا بد و انى و اللّه لا عرف اليوم الذي اقتل فيه و اعرف من يقتلنى و اعرف البقعة التى ادفن فيها و انى اعرف و من يقتل من اهل بيتى و قرابتى و شيعتى . . . ؛ « 1 » فرزندم ، با رفتن به سوى عراق مرا غمناك مساز ، زيرا من از جدّت شنيدم كه مىفرمود فرزند من حسين در سرزمين عراق كشته مىشود - در محلى كه نام آن كربلا است . حسين عليه السّلام در پاسخ فرمود : مادرم ، به خدا قسم من اين حقيقت را مىدانم و حتما كشته مىشوم ( و از نظر مصالح حياتى اسلام ) براى من چاره‌اى جز انجام اين كار نيست . و به خدا سوگند ، مىدانم در چه روز و به دست چه كسى كشته مىشوم و به خوبى مىشناسم آن مكانى را كه در آن دفن مىگردم و مىشناسم كسانى از دوستان و نزديكانم را كه با من به شهادت مىرسند » . آرى ، اين شواهد قطعى و محكم سندهاى زنده است براى اثبات اين حقيقت كه حسين عليه السّلام از شهادت خود آگاه بود و پايان كار خويش را مىدانست . راستى بسيار شگفت‌انگيز است ! چگونه به آن حضرت نسبت مىدهند كه در انتخاب هدف و مقصد دچار ترديد بوده ! در حالى كه آن بزرگوار در همان اولين برخوردى كه با فرماندار مدينه داشت ، صريحا به وى فرمود : « كسى مانند من با فردى مانند يزيد بيعت نخواهد كرد » و در پاسخ برادرش محمد حنفيه اظهار داشت : « برادرم ، به خدا قسم اگر در جهان هيچ پناهگاه و مأمنى براى من نباشد ، بازهم با فرزند معاويه بيعت نمىكنم » . آرى ، حسين بن على عليه السّلام علت حركت و هدف مشخص خويش را به طور هماهنگ در چند مورد روشن ساخت . هنگامى كه با مروان سخن مىگويد و به حرفهاى ياوهء او كه وى را به بيعت با يزيد دعوت مىكند ، پاسخ مىدهد و مىفرمايد : « بر اسلام ديگر سلام باد و بايد با آن وداع نمود ، زيرا امت به زمامدارى مانند يزيد دچار گرديده است » . و آنجا كه كنار قبر رسول خداست ، و ضمن مناجات با خداوند و استمداد از حضرتش

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 44 ، ص 331 .